عطا ملك جوينى

365

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

عدم الوجود و باحتمال قوى جوينى اين فقره را از مآخذ خود اسمعيليّهء نزاريّه كه بعد از فتح قلاع ايشان بدست آورده بوده بايد نقل كرده باشد ، بخصوص كه نزار بتصريح دستور المنجّمين « 1 » فى الواقع دو پسر داشته يكى موسوم بامير ابو عبد اللّه حسين و ديگرى امير ابو على حسن ، پس هيچ مستبعد نيست كه در وقت فرار باسكندريّه دو پسر خود را نيز همراه خود برده باشد ، ( 51 ) ص 181 س 7 - 8 ، « و چون او را [ يعنى الآمر به احكام اللّه را ] پسرى نبود ابن عمّ او ابو الميمون عبد المجيد بن محمّد [ ملقّب بالحافظ لدين اللّه ] را ولىعهد كرده بود » ، اين فقره سهو است از مؤلّف زيراكه الآمر به احكام اللّه حافظ را ولىعهد خود نكرده بود بلكه چون آمر كشته شد و ويرا اولاد ذكورى نبود چنين شهرت دادند كه از وى زنى حامله بازمانده و آمر نصّ بحمل او نموده است لهذا پس از وفات آمر مردم با حافظ موقّتا تا مسئلهء حمل روشن گردد به سمت ولايت‌عهد و نيابت سلطنت از حمل محتمل بيعت كردند نه بامامت بالاستقلال ، و بعدها چون معلوم شد كه حمل دختر بوده « 2 » حافظ در خلافت مستقلّ گشت « 3 » ،

--> غالب اين فصول را ظاهرا ، از جهانگشا نقل كرده است لهذا آن را سند مستقلّى نميتوان محسوب نمود ، ( 1 ) نسخهء پاريس ورق b 343 ، ( 2 ) ابن خلّكان ج 1 ص 336 در ترجمهء حال حافظ ، ( 3 ) رجوع شود بتاريخ ابن القلانسى ص 228 - 229 ، و ابن الأثير در حوادث سنهء 425 ج 10 ص 283 ، و ابن خلّكان در ترجمهء حال حافظ « عبد المجيد » ج 1 ص 335 - 336 ، و مختصر الدّول ص 353 ، و ابن ميسّر ص 74 ، و ابو الفدا ج 3 ص 4 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 172 - 173 ، و نجوم الزّاهرة طبع ليدن ج 3 ص 1 - 5 ، - و اينكه گفتيم آمر اولاد ذكورى نداشت مطابق اقوال جمهور مورّخين است ولى ابن ميسّر ص 72 - 74 بر خلاف جميع مورّخين ديگر گويد كه آمر را نه ماه قبل از وفات پسرى متولّد شد و او را ولىعهد خود كرد ولى حافظ پس از كشته شدن آمر اين مسئله را از عموم ناس پنهان نمود ،